|
یا حضرت عشق | ||
|
سلام بر دوستان عزیز.
ان شاالله فردا عازم قم هستم. روز شهادت خانم زهرا سلام الله علیها کنار ضریح عمه ی سادات دعاگوی همه ی دوستان عزیز هستم. یا علی. [ 91/02/04 ] [ 7:29 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
نومید مشو که تو را نیز عاشورایی است و کربلایی که تشنه خون
توست و انتظار تورا می کشد تا تو زنجیر خاک از پای اراده ات
بگشایی و از خود و از دلبستگی هایش هجرت کنی و به کهف
حصین لازمان و لامکانِ ولایت ملحق شوی و فراتر از زمان و مکان ،
خود را به قافله سال شصت و یکم هجری برسانی و در رکاب
امام عشق به شهادت برسی. شهید آوینی [ 91/01/19 ] [ 1:31 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
[ 91/01/09 ] [ 2:11 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
روزی از یک ریاضیدان نظرش را در باره انسانیت پرسیدند . در جواب گفت : اگر زن یا مرد دارای ادب و اخلاق باشند : نمره یک میدهیم 1 اگر دارای زیبائی هم باشند پس یک صفر جلوی عدد یک میگذاریم : 10 اگر پول هم داشته باشند 2 تا صفرجلوی عددیک میگذاریم : 100 اگردارای اصل ونسب هم باشند 3 تا صفرجلوی عدد یک میگذاریم : 1000 ولی اگر زمانی عدد 1 رفت (اخلاق)؛ چیزی به جز صفر باقی نمیماند 000 صفر هم به تنهائی هیچ است و با آن انسان هیچ ارزشی ندارد و این یادآور کلام حکیم ارد بزرگ است که می گوید : نخستین گام در راه پیروزی ، آموختن ادب است و نکو داشت دیگران .
[ 90/12/25 ] [ 10:47 قبل از ظهر ] [ سمانه ]
روزى حضرت زينب (س ) از برادر بزرگوار خود امام حسين (ع ) چند مطلب پرسيد :
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما بزرگتر است يا مصيبت حضرت آدم ؟
امام حسين : اى خواهرم ! آدم بعد از فراقحضرت حوا به وصال رسيد اما من بعد از فراق به شهادت مى رسم .
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما نسبت بهمصيبت حضرت ابراهيم خليل در مقام مقايسه چگونه است ؟
امام حسين : اى خواهرم ! آتش به روىحضرت ابراهيم گلستان شد، اما آتش جنگ من سوزان گردد.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما بزرگتر است يا مصيبت حضرت زكريا؟
امام حسين : اى خواهرم ! زكريا را دفن كردند،اما بدن مرا زير سم اسبان قرار مى دهند.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما در مقاممقايسه با مصيبت حضرت يحيى چگونه است ؟
امام حسين : اى خواهرم ! اگر چه سر يحيى رااز طريق ظلم و ستم بريدند اما بستگانش را اسير نكردند، ولى اهل و عيالم را بعد از شهادتم اسير خواهند كرد.
حضرت زينب : اى برادر! مصيبت شما نسبت به ايوبچگونه است ؟
امام حسين : اى خواهرم ! زخمهاى ايوبمرهم پذير شد و خوب گرديد، اما زخمهاى من خوب نخواهد شد.
[ 90/11/25 ] [ 5:3 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
امشب سخن ازجان جهان بایدگفت توصیف رسول(ص) انس و جان باید گفت در شـــــام ولادت دو قــطب عالم تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت [ 90/11/21 ] [ 2:58 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
رنجى که تو براى امتت به جان خریدى، با هیچ رنجى در عالم قابل قیاس نیست. کوه اگر بود، زیر بار آن مسئولیت خطیر، خرد مى شد. آسمان اگر بود، ترک برمى داشت... کسى را یاراى هم صحبتى با خدا نبود؛ کسى که خاکى باشد، اما به راه هاى آسمان واردتر باشد.
پذیرفتى که همه خاکسترهاى عالم از همه پشت بام هاى دنیا بر سرت فرود آید. پذیرفتى که سنگ ها، همگى روانه پیشانى ات شوند، اما واسطه اى باشى براى خدا و اهل زمین. منجى باشى براى جهل مرکبى ازلى که در تاروپود آدمى رسوب کرده و مانده بود. «رحمه للعالمین» باشى براى ریزترین و درشت ترین موجود هستى. [ 90/11/01 ] [ 6:25 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
مبارکت باشد عزیزم.
مبارک مبارک مبارک.
زندگی جدیدت را تبریک میگویم . این رو بدون که عشق و
علاقه و محبت من به تو اندازه و مقدار نداره
تا بی نهایت دوستت دارم برادر عزیزم.
(به علت عدم دسترسی به اینترنت و آغاز ماه محرم از آپ این مطلب
در موعد مقرر خودداری کردم. ۱۴آبان ماه برادرعزیزم زندگی متاهلی خود رو آغاز کرد.) [ 90/09/23 ] [ 10:31 قبل از ظهر ] [ سمانه ]
مگذار مرا دراین هیاهو، آقا
تکرار قشنگ بچه آهو آقا
[ 90/07/17 ] [ 12:49 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
وصیت مرحوم حسين پناهي
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار
اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من
به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب
کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید:
این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش مي طلبم. [ 90/07/11 ] [ 1:9 بعد از ظهر ] [ سمانه ]
|
||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||